مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
989
طب اكبرى ( فارسى )
كه از رحم به سر برمىآيد و تب گاهگاهى نشان اوست [ و ] در اين صورت ، استعمال مسخنات رخصت نيست پس در اين حال در وقت افاقت ، فصد باسليق كنند و بر ساق حجامت نمايند با شرط يا به مطبوخ افتيمون طبع را ملايم سازند و بر شكم سيرى ، طبيخ شبت داده [ و ] قىء فرمايند و چيزهاى سرد كه مقلّل منى و كاسر شهوت بود چون شربت نيلوفر و شيرهء خرفه بنوشانند . و در وقت نوبت ، كافور و صندل و نيلوفر ببويانند . و ديگر تدابير همان است كه گفته شد ، مگر استعمال مسخنات ، شربا و ضمادا و شمّا . و قال « الثابت » : « لا يفصد صاحب اختناق الرّحم . إن وجب الفصد قالوا فلا يفصد من السّاعد فإنّ ذلك ردىّ فى جميع علل الارحام و لا ضرر فى الصافن » « 1 » و قال « ابن ماسويه » : « وضع المحجمة أسفل السّرّة يجذب الرحم الى أسفل و الحجامة على الصّلب يستأصل هذا العلة » « 2 » . فايده : آنچه به سبب احتباس حيض عارض شود در حالت نوبت ، تدبير او همان است كه مذكور شد مع رعايت برودت و حرارت مزاج . و در حالت افاقت ، فصد كنند و مدرّات حيض دهند چنانچه در احتباس طمث ذكر يافته . امّا اگر اين علت زن حامله را افتد ، فصد و اسهال مناسب نيست ؛ پس اگر ايام وضع نزديك باشد ، توقف كنند كه به وضع بچه خود به خود زايل خواهد شد . و اگر ايّام وضع دور باشد ، به تلطيف غذا و ماليدن روغنها بسند كنند مع مراعات مزاج در حرارت و برودت . و در حالت نوبت ، جهت افاقت ، بر بستن اطراف و شمومات و جز آنكه جنين را مضر نباشد قناعت ورزند و گلقند در حالت افاقت نفع تمام دارد حامله را كه هم حافظ جنين است و هم دافع علت . و آن جا كه ازدياد خون به وفور باشد و نوبت مرض زود زود شود ، فصد توان كرد و مسهل خفيف توان داد ؛ خاصه كه حمل از ماه سوّم گذشته باشد و به ماه هشتم نرسيده [ باشد ] .
--> ( 1 ) . ترجمه : « ثابت بن قره گفته است : نبايد مبتلا به اين بيمارى را فصد نمود و اگر هم فصد او واجب شود ، از ساعد نبايد فصد كنند چون فصد ساعد در تمام امراض رحم مضر است ؛ اما فصد از صافن ضرر ندارد » . لازم به ذكر است كه كلمهء « قالوا » در همهء نسخهها وجود داشته اما در نقلى كه اكسير اعظم ، ج 3 ، ص 692 اين عبارت را نقل كرده است اين كلمه وجود ندارد و صحيح همين است . م . ( 2 ) . ترجمه : « ابن ماسويه گفته است : نهادن محجمه در زير ناف ، رحم را به پائين مىكشد [ و در نتيجه تقلّص رحم كه از احتناق حاصل شده را رفع مىكند ] و حجامت بر پشت ، اين مرض را ريشهكن مىكند » . م .